زبان اورامی
گویش (اورامي) ، به روايتي نه تنها از قديمي ترين گویش های زبان كردي است ، بلكه از اصيل ترين زبانهای آريايي نيز مي باشد ، كه اين موضوع نظريه قديمي ريشه بودن اورامي را براي زبان فارسي تقويت مي كند . اين كلمه ،از كلمة ( اورامان ) مشتق شده است ، كه منطقةزندگي كردهاي اورامي است . زبان اوستايي و پهلوي ، كه از زبانهاي قديمي آريايي مي باشند ، با اين زبان قرابت دارند . اين قرابت گاهي به حدي است ، كه افراديكه به كردي اورامي مسلط مي باشند ، مي توانند تا اندازة زيادي از متون سنگ نوشته ها و پوست نوشته هاي دوران باستان ، كه به زبان اوستايي ويا پهلوي نوشته شده اند ، سر درآورند . لذا به نظر زبانشناسان ، فراگيري زبان كردي ، براي فارسي زبانها ، بسيار كار مثبتي است و به منزلة يادگيري زبان لاتين ، توسط فرانسوي زبانان مي باشد .گویش( اورامي) زبان كردي نيز با حروف عربي ( فارسي ) نوشته مي شود . درگویش اورامي ، حروفي و جود دارد ، كه تلفظ آن در ساير لهجه هاي كردي يا فارسي نيست ، مانند حرف ﻨ) ) كه مانند The در انگليسي تلفظ مي شود . لهجه اورامي داراي چند ته لهجه است ، مانند : ته لهجه اورامان تخت ، پاوه و لهون . روي هم رفته مردم اورامان تخت ، اورامان لهون ، اورامان حلبجه و اوراميهاي نزديك شهر موسل و غيره با اين لهجه صحبت مي كنند .خيلي از شاعران كرد به لهجة اورامي زبان كردي شعر سروده اند ، كه اكثرا” سبك كلاسيك و بيشتر ده هجايي مي باشند ، كه يكي از آنها پير شاليار اورامي است . پيرشاليار كبير ( پير شاليار ديگر نيز هست )، خود زرتشتي و حالت رهبريت ديني داشته است و هنوز عبادتگاه و آرامگاهش در اورامان تخت ، مورد احترام بسيار زياد است . هر ساله هزاران نفر به زيارتش مي روند . از شاعران ديگر اورامي سرا، بیسارانی ، صيدي (سيدي) اورامي ، مولوي كرد، ميرزا عبدالقادر پاوه اي و دهها شاعر برجسته ديگر مي باشند . روي هم رفته ،مردم اورامان سمبول مهر ، صداقت ، كرامت ، قناعت ، كوشش و تمام صفات بارز يك انسان مي باشند ، به همين دليل اين خطه ، سرزمين شاعر خيزي بوده است و تاريخ ادبيات كرد ، مملو از اسماء شعراي اورامي سرا است . خيلي از دست نوشته هاي ادبي ، عرفاني و غيره نيز به اين لهجه وجود دارد ، كه هنوز بخش عظيمي از آنها جمع آوري و چاپ نشده است.
چرا گویش رسمی کردها از گورانی به سورانی تغییر یافته است ؟
بی شک واژه ههورامان تاکنون چندها بار از لحاظ گوناگون مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است،و در مورد این کلمه نظرات متفاوتی ارائه شدهاند،
**************
ههورامان=ههو+رام+ان
(بهرام)بارام=با+رام،با(اتش) / رام(آرامش بخش،نیرو بخش)
ههو:بلندی
رام:نیرو بخش . آرامش بخش
ان:پسوند جمع
ههورامان:بلندیهای آرامش بخش
بلندیهای نیروبخش:به راستی ههورامان در زمانهای گذشته به عنوان یک مامن و پناهگاه و محل نابودی دشمنان بوده است
*************
ههورامان:ههور+امان
کرمان(کارامان)=کار + امان
امان:سرزمین
ههور:اهورایی
ههورامان:سرزمین اهورایی
**********
اما علمی ترین نظر در مورد ههورامان:
منبع: کتاب سهردانێکی ههورامان وسهربۆردێکی تهوێڵه،عبدالرزاق عبدالرحمان محمد
د.فریدون جنیدی،استاد تاریخ دانشگاه تهران:
ههورامان در اصل و به زبان اوستایی به صورت ئورومون بوده است که در اثر گذر تاریخ و تغییر به صورت ههورامان امروزی در آمده است،این کلمه همچنین در دیوان صهیدی شاعر بزرگ ههورامان به صورت ئورومون آمده است:
ئهز ئورومون مهکانم بی، وهڵاتم ....
و اینکه صهیدی شاعر کاملا به زبان ههورامی کهن(اوستایی) آشنایی داشته است و نصفی از دیوان اشعارش بر پایه این لهجه کهن نوشته شده است(بدون توجه به فرضیه دو نفر بودن صهیدی،یکی کهن و دیگری در دو قرن اخیر،که فرقی ندارد ،مهم این است که این کلمه قبلا نیز مورد استفاده قرار گرفته است).
در زبان اوستایی داریم:
ئورو:سرزمین
مون:پیروز
ئورومون(ههورامان):سرزمین پیروز
تاریخچه زبان هورامی برای علاقه مندان به زبان هورامی
هورامی جزو زبان های هند و اروپایی و یكی از شاخه های اصلی فارسی باستان است. فرهنگ قوم كرد كه هورامی ها در طول تاریخ در جوار آنها بوده و به واسطه نزدیكی از سرزمینشان با آنها ممزوج شده اند مجموعه ای به هم پیچیده و ناشناخته از دل تمدن باستانی و شگفت انگیز بین النهرین در دو سوی جلگه های سرسبز و كوه های سر به فلك كشیده زاگرس می باشد. این تمدن كهن تاكنون به صورت شفاهی سینه به سینه و گوشه هایی اندك به صورت نوشتار از دل دوران های گذشته به صورتی پویا و زایا ره به در برده و تا حد امكان به دور از گزند عوامل خارجی باقی مانده است كه باید بسان میراثی گرانبها نگه داشته و در حفظ و حراست از آن كوشید و نگذاشت كه عده ای به نام فرهنگ ودفاع از آن این هویت دیرین را لكه دار كرده و در زیر نام اتحاد زبان ها آن را در خود ذوب نمایند. فرهنگ و تمدن این كهن دیار به عنوان بخشی از تمدن بزرگ ایران باستان با زیرساخت هایی محكم و استوار از موسیقی و عرفان گرفته تا ادبیات نوشته و نانوشته اش و آداب ورسوم مبتنی بر خرد جمعی و نبوغی سازگار با طبیت اهورایی اش شایسته است كه بیشتر از این مورد واكاوی و جستجوی فرهنگ دوستان قرار گرفته و یكی از دغدغه های خاطر هر هورامی زبانی باشد. متاسفانه تاكنون به صورت علمی و آكادمیك در این زمینه كار نشده كه امید است بیشتر كار شود. در اینجا نظر تنی چند از صاحبنظران و شرق شناسان خالی از لطف نمی باشد:
- صاحبنظران اروپایی عموما بر این باورند كه زبان هورامی كردی نیست و مردمی كه بدان سخن می گویند كرد نیستند. اما خود این مردم خود را از هر حیث كرد می دانند. این نكته شگفتی است كه با این كه برقانی و مكری در كردستان شمالی و جنوبی ادبیات بزرگی پدید آورده اند شاعران دربار والی های اردلان و نیز امرای بابان در سروده های خود هورامی را در مقام لهجه ای مهذبتر و متمدن تر از لهجه خشن گفتاری امری مذكور به كار برده اند«. 4 در ادامه همین مطالب اشاره می گردد: این مطالب همه به ظاهر حكایت از این دارد كه این منطقه در گذشته ای دور جایگاه مردمی پیشرفته و گورانی زبان بوده و بعدها معروض امواج تهاجم كردهای چادرنشین و خشن بازی واقع شده كه در میانشان اقامت گزیدند و زبان و حكم خود را برایشان تحمیل كردند. عین همین مطلب را آقای »درك كینان« در كتاب »كردها و كردستان« با ترجمه آقای »ابراهیم یونسی« آورده است و در مورد حدود آن می گوید: امروزه قزلباش های تركیه، كاكایی های عراق و مردم هورامان ایران و ساكنان نواحی مركزی زاگرس تا جنوب شاهراه خانقین - كرمانشاه بدین زبان تكلم می كنند.
در سال 1921 شاهد كار مشتركی از »ئاكریستنسن« و »م.بینیدیكتیسن« بودیم كه كار تحقیقاتی آنها نیز در آخر به این رسیده بود كه هورامی كردی نیست و از دسته زبان های ایرانی بوده كه در یك اقلیم ساكن بوده اند اما به واسطه هجوم كردها پخش و پلا شده اند. درهمین مورد »ئی. سونیس« اشاره می كند: اغلب دیالكتیك گورانی را در فهرست كردی قرار می دهند؛در حالی كه واقعیت چیز دیگری است. خاصیت دستوری و لغات كرمانجی هیچ ارتباطی با گورانی ندارند«. 6
»شمس قیس رازی« در كتاب »المعجم فی معاییر اشعار العجم« كه آن را در ابتدای قرن هشتم هجری نوشته است می گوید: خوشترین اوزان، فهلویات است كه آهنگ آن را »اورمنان« خوانند و لحن آن را »اورامین« یا »اورمنان« كه نمودار آهنگ مردم هورامان كردستان است كه به گویش هورامی سخن می گویند. 7 این موضوع را ماموستا »هه ژار« به صورت »شیرین ترین زبان برای شعر هورامی است« بیان كرده است.
»دیاكونوف« زبان های ایرانی را كه هورامی نیز شامل آنهاست به صورت زیر تقسیم بندی كرده است:
1- زبان های ایرانی گروه اسكیثی - خاورمیانه یا زبان های ایران شرقی
2- زبان های ایرانی گروه جنوب شرقی كه تنها نماینده آن زبان فارسی كهن است.
3- زبان های ایرانی گروه ایران غرب
كه دسته سوم خود به دو دسته تقسیم بندی می گردد:
الف: زبان های گروه شمال غرب: كهن ترین آنها ماد یا زبان مقدس »زردشت« یعنی اوستاست كه زبان كردی را زنده ترین تجلی آن می دانند.
ب: زبان های گروه جنوب غرب: خط میخی عصر هخامنشی در حریم فارس.
از دیگر كسانی كه در مورد تقسیم بندی لهجه های زبان كردی تحقیق و فعالیت داشته اند، می توان به افراد زیر اشاره كرد:
مینورسكی، الكساندر ژاپا با تاثیرپذیری از عشایر كرد و محل زندگی آنها، شرف خان بدلیسی با استناد به دستور زبان، توفیق وهبی، محمدامین زكی، استاد هورامانی،استاد خال، امام مردوخ، دكتر عزالدین مصطفی رسول، دكتر كمال فواد و بسیاری از شخصیت های دیگری كه ذكر نام آنها در اینجا بسی وقت گیر و معدودی تحقیقات آكادمیك كه اخیرا انجام شده است. نكته قابل توجه در این زمینه این است كه تقسیم بندی ها در اغلب موارد ذكر شده بر اساس سلیقه های شخصی بوده به طوری كه هیچ كدام از افراد به طور صد در صد روی یك تقسیم بندی خاصی اتفاق نظر ندارند و در اغلب موارد نیز مرز مشخصی بین لهجه ها وجود ندارد. قبل از پرداختن به مبحث تغییر و تحولات بد نیست گوشه چشمی به قباله های هورامان كه موضوع را بیشتر می شكافد داشته باشیم.
در سند شماره سه اورامان خط و بیشتر لغات آرامی و دیگر لغات و اجزای پایانی كلمات پهلوی اشكانی است. از این جا می توان دریافت كه در این روزگار زبان پهلوی اشكانی به آهستگی و آرامی جای خط و سیطره زبان یونانی را گرفته و به تدریج در منطقه حاكم شده است، به طوری كه با مطالعه اسناد شماره یك و دو سند شماره سه این نكته به روشنی قابل درك است. زیرا اسناد شماره یك و دو به زبان یونانی نگاشته شده اند كه آن هم به واسطه سلطه یونانی ها و اقتدار سیاسی آنها بوده است. نكته مهم در پوست نوشته های اورامان از منظر زبان شناسی است كه تاریخ مناسبات اجتماعی - اقتصادی و حقوقی در آنها روشن شده است. انعقاد معاهده ساده ای چون خرید و فروش یك زمین در یك روستا با كلیه شرایط و در حضور شاهدان امر شاهدی بر این مدعاست، ادعایی كه رابطه ای مستقیم با درجه مدنیت و فرهنگ حاكم بر آن مناطق را دارد.
پروفسور »مینس« درمورد زبان این كتیبه ها می گوید: باید به این مساله اذعان نمود كه زبان نگارش این كتیبه ها یا كردی باستان یا زبانی است كه هنوز شناخته نشده است. حروف آرامی ویونانی به كار رفته در این اسناد به همراه نشانه ها و علایم ویژه روی این حروف بیگمان به جهت نزدیك كردن این شیوه كتابت با زبان منطقه بوده است. سوال قابل طرح این است كه زبان منطقه در آن عصر چه زبانی بوده است؟ آیا شیوه هورامی بجا مانده كنونی همان زبان رایج بوده یا با سیر تغییر و تحولاتی به ما رسیده است در هر صورت مایه بسی مباهات است. از سویی دیگر بررسی واژگان اسناد مذكور از نظر ریشه ای یا زبان هورامی كه برخی از زبان شناسان انجام داده اند، این نكته را روشن می كند كه زبان مذكور همان هورامی باستان است كه زبان رایج منطقه بوده و كلیه محاورات و مكاتبان با آن انجام شده است.
یك بررسی تطبیقی
به قول آقای محمدرضا باطنی: واژگان هر زبان پاسخگوی آنگونه پدیده های فرهنگی است كه در داخل آن جامعه خلق شده اند. البته باید به پدیده های فرهنگی پدیده های مادی نیز اضافه كرد. هورامی ها در جغرافیایی كوهستانی باسنگلاخ هایی پوشیده از برف، دره های عمیق و جلگه های سرسبز كه به رودهایی خروشان ختم می گردند مسكن گزیده اند و با درخت و طبیعت، چشمه و چمنزار مانوس بوده اند. به تبع آن واژه هایی كاربردی زبانشان نیز در همین حریم می باشند. كما اینكه جهت هر بوته، گل یا پرنده یا پدیده ها و مفاهیم دیگری مثل زندگی در خانه باغ، قشلاق وییلاق (هوارنشینی) هزاران واژه و كلمه داشته كه در گذر زمان با كمترین تغییر از زوال محفوظ مانده اند. در حالی كه همین واژگان در زبان مردمان دیگر نواحی كه اقتضای محیط زندگی شان چیز دیگری است وجود ندارند. همچنانكه بسیاری از واژگانی كه پدیده های مرتبط با آنها در این جغرافیا نمی باشد وجود ندارند. به عنوان مثال واژگانی كه به اقتضای زندگی در صحرا و سر و كار داشتن با حیواناتی بسان شتر می باشد. در این موارد و بسیاری موارد مشابه دیگر اگر واژگانی در یك زبان وجود داشته و در زبان دیگر وجود نداشته یا وارد شده اند دلیلی بر نارسایی زبان دومی یا وارد كننده واژه نمی باشد. به دلیل اینكه هیچ ارتباطی باساختارهای زبان شناسی ندارد، بلكه می توان گفت كه پیدایش واژگان بر اساس پیش نیازها و مولفه های فرهنگی و حتی بومی جغرافیایی است. در هورامانات كه مردمانش از قدیم الایام با طبیعت بوده یا بر اساس نیاز به هوار رفته و برای مدتی هر چند كم یكجانشینی دیگری بغیر از روستای خویش را تجربه كرده و در طول سالیان تكرار كرده اند، در آنجا خرده فرهنگی درست كرده كه یكی از زیر مولفه های آن زبان و زایش كلمات بنا به نیاز در آن محیط بوده كه آن هم به نوبه خود عناصر زبانی را آفریده است.
ماموستا »احمد نظیری« در مورد زبان هورامی چنین می گوید: هورامی دارای زبان كامل می باشد البته با توجه به اینكه كردی سورانی زبان موحد و نوشتاری كردستان است به خاطر حفظ آن تمام گویش های دیگر كردی را لهجه نامیده اند« 9 سوالی كه در اینجا پیش می آید این است كه آیا وقت آن نرسیده است كه بگوییم:
آیا پرداختن به زبان هورامی و كوشش در جهت نشر و گسترش آن ضربه ای به زبان كردی است یا حتی می تواند در جهت موازی و ضامن بقای زبان كردی با توجه به ریشه های مشترك آن دو باشد.
استاد دهخدا در كتاب لغت نامه در مورد زبان هورامی چنین می گوید: زبان هورامی یك زبان مستقل است كه دارای لهجه های مختلف بوده و در كردستان جنوبی رایج و ساكنین در طول حیات تاریخی خود بدان تكلم نموده اند و دارای قواعد دستوری و غنای كامل در كلمات و اصوات می باشد و با وجود تغییرات در دوران تاریخی از كیفیت و لطافت و روانی آن كاسته نشده است. مانند سورانی اعرابش با حروف و چون زبان عربی دارای قواعد و چارچوب محكم می باشد و در فراوانی و كوتاهی كلمات و جملات یك زبان پربار و قاعده پذیر است. در رعایت مذكور و مونث مجازی و حقیقی، سماعی و قیاسی اسما، اشارات، معرفه و نكره، صفت های فاعلی و مفعولی و ضمایر و غیره اگر از عربی برتر نباشد كمتر هم نیست. با جرات می توان گفت یكی از زبان های زنده ای كه احتیاج به حتی یك كلمه خارجی ندارد مگر در مواردی كه مانند بقیه زبان ها وارد گشته باشد و در زبان هورامی هر گاه لازم باشد می توان آنها را سریعا جایگزین كرد. همچنانكه با آمدن زبان عربی به عنوان زبان دینی هورامی بدون داشتن فرهنگستان زبان به وسیله مردم عامی بلافاصله شروع به جایگزینی كلمات و اسما كرد یا آنها را كوتاه نمود مانند: »وضو: ده س ویسم«، »صلوه: نما«، »صوم: روچی«، »اسكندر: ئه سكه«، »مسجد: مزگی«، »عبدالله: عبه«.
این زبان شاید بی نیازترین گویشی باشد كه گویندگانش در نهایت راحتی و بدون احتیاج به كلمات بیگانه در مسیر صحیح قرار داده و به مقصود می رساند. این گویش زبان شعر و نوشتار بیش از یك هزار و پانصد سال كرده بوده است. بضاعت ما اندك و دریای زبان هورامی پرگوهر و به قول آقای دكتر سروش موارد ذكر شده كمی است از بسیار و ذره ای از خروار.
از نظر جغرافيايي و در اصطلاح و جغرافياي قديمي منطقه اورامان به سه قسمت :
۱-اورامان تخت
۲- اورامان لهون
۳- هورامان ژاورود
تقسيم گرديده است ولي شايد درست آن سه منطقه است و منطقه ژاورود را نيز بايد جزء لاينفك اورامان بدانيم در ذيل به بررسي ويژگيهاي جغرافيايي هركدام خواهيم پرداخت .
اورامان تخت :
دهستان اورامان تخت با ۳۵۹۶ خانوار ۱۸۹۶۹ نفر جمعيت تابع بخش سروآباد شهرستان مريوان مي باشد .اين دهستان از سمت غرب با كشور عراق و از سمت جنوب به پاوه و كوه شاهو و از طرف شمال به مريوان و در طرف شرق به روستاهاي ژاورود و شهرستان سنندج همسايه استكوههاي دالاني و دَرَكي ۲۶۳۹ متر در شمال و كوه كوسالان در شرق و كوه شاهو ۳۳۹۰ متر در جنوب و كوه تخت و كوه دربند ۲۷۷۰ متر در غرب اين دهستان واقع شده است و دو شاخه مهم رودخانه سيروان از بخش شمالي و جنوب شرقي وارد اين دهستان شده و پس از تلاقي اين دو رودخانه با يكديگر در خاك كردستان عراق به درياچه دربنديخان مي ريزد اورامان تخت حدودا داراي ۲۶ روستا بوده است و در گذشته مركز آن روستاي رزاب بوده است و شخصي بنام حسن بيگ با اخلاف و اسلافش براين منطقه حاكم بوده ولي اكنون مركز آن روستاي اورامان تخت مي باشد اين روستا با ۴۴۹ خانوار ۲۱۴۸ نفر جمعيت در فاصله ۷۵ كيلومتري جنوب مريوان و ۷۵ كيلومتري شمال پاوه واقع شده است .اورامان تخت منطقه اي بسيار دلنشين و داراي مناظر زيبا و چشمه سارهاي باصفاي كوسالان مي باشد از نظر اقتصادي بيشتر مردم از طريق كشاورزي مختصر و باغداري و اندك صنايع دستي امرار معاش مي كنند البته درآمد بسيار كم آن باعث مهاجرت به شهر ها و خالي شدن روستاها گرديده است .تعدادي از روستاهاي دهستان اورامان تخت عبارتند از :
رودخانه سيروان : از ديگر زيبايي هاي منطقه اورامان رودخانه عظيم و خروشان سيروان است كه به امتداد كوه شاهو جريان يافته و از ارتفاعات اين ناحيه سرچشمه گرفته و بعد از طي تمامي منطقه شمالي اورامان و اورامان تخت به اورامان عراق وارد مي شود طول رودخانه سيروان در خاك ايران ۲۱۵ كيلومتر مي باشد كه داراي مناظر زيبا و ديدني مانند (تاف بل ) آبشار بل و . . . است
اورامان لهون :
بخش ديگر اورامان را لهون مي گويند كه از طريق مشرق و جنوب شرقي به سنندج و كامياران و از شمال به اورامان تخت و مريوان و از طرف غرب به خاك عراق متصل است در گذشته مركز آن نوسود بوده و اكنون به شهرستان پاوه انتقال يافته است رودخانه سيروان از ابتداي اورامان لهون جريان مي يابد و بعد از مشروب كردن اورامان تخت به خاك عراق مي ريزد شهرهاي جوانرود ‚ روانسر و نودشه نيز در اين ناحيه قرار دارند .كوه زيباي شاهو كه سراسر اورامان لهون را زير چتر خود گرفته در سقط الرس كوه شاهو روستاي تاريخي تنگي ور و پلنگان يا پالنگان قرار گرفته است كه در ادوار گذشته حاكم نشين چند قوم كرد بوده و خاطرات تلخ و شيرين فراواني را در سينه دارد قلعه پلنگان در دهستان ژاوروود واقع شده كه در قرون ششم هجري بوسيله حاكم اردلان براي مركز حكومت خود ساخته است كه كتيبه سنگي بزرگ آن برجاي مانده است .تعدادي از روستاهاي اين ناحيه عبارتند از :۱-درويشان ۲-خانقاه ۳-دشه ۴-نروي ۵-هيروي ۶-تشار ۷-شيخان ۸-دزآور ۹-وزلي ۱۰-داريان ۱۱-شوشمي ۱۲- هجيج ۱۳-درآور ۱۴- هاني گرمله ۱۵-كيمنه ۱۶-بيرواس و. . . .
اورامان ژاوه رود :
منطقه ژاورود : اين ناحيه از هورامان در غرب و جنوب غربی سنندج واقع شده و منطقه ای است زيبا و ديدني و سرشار از باغ و درخت گردو و توت است از جاهی ديدنی اين ناحيه می توان از روستاهای آويهنگ هويه بيساران تهوير و شيان و تنگی سر نام برد كه بسيار با صفا و در دامنه هاي كوه ميرگوار و شاه نشين واقع شده اند از ديگر روستاهای اين ناحيه مي توان به بیساران - نجی - ساليان - ژان - نسنار - پایگلان - چشميدر - بوريدر - اسپريز - ژنين - آريان - گواز - سرريز - و ... را نام برد. شایان ذکر است که بزرگترین روستای هورامانات بیساران می باشد که بزرگترین روستای استان کردستان نیز می باشد.
با تشکر از وبلاگ بیساران